بلاگ – تمام عرض

توسط:

تکنیک شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو

خلاقیت با تکنیک شش کلاه تفکر

آیا در مورد شش کلاه تفکر چیزی شنیده اید؟

تفکر قدرتی است که خداوند به همه انسان ها عطا کرده که با استفاده از آن برای زندگی و پیشرفت خود تصمیم گیری کنند و مشکلات را از پیش روی بردارند.

به جرات می توان گفت که برای طرز تفکر و تصمیم گیری افراد هیچ گونه الگوی مشخصی وجود ندارد. به همین دلیل در بیشتر مواقع، افراد زمان را برای برقراری ارتباط مؤثر از دست می دهند.

(شش کلاه تفکر) به هر فردی می آموزد که به افکار خود سر و سامان داده و خلاقانه تر فکر کنند. تفکر، اصلی ترین عامل شکل گیری شخصیت انسان است اما این روزها کمتر به آن اهمیت می دهیم.

به مدیریت افکار خودمان توجهی نداریم و برای آن آموزش هم ندیدیم. ضرورت نیاز آموزش این نوع تفکر در تمام دوران زندگی ما کاملاً مشهود بوده است. چه زمانی که محصل بودیم و بعد وارد دانشگاه شدیم و چه زمانی که کسب و کار راه اندازی کردیم و به دنبال رشد و پیشرفت آن بودیم.

سرچشمه اصلی تمام انرژی یک انسان در تفکر اوست. به طوری که هر چقدر هم که در آن مهارت قوی باشیم، باز هم نیاز هست که بهتر و بهتر بیندیشیم. شش کلاه تفکر ابتدا تفکر شما را ساده تر می کند.

نباید همزمان به مسائل مربوط به شش مورد احساسات، منطق، اطلاعات، امید و خلاقیت فکر کنند، تنها به یک موضوع فکر کند.اما هدف اصلی شش کلاه تفکر، اعمال نوعی تغییر در روش تفکر می باشد.

اگر شخصی دائماً رأی مخالف داشته باشد و دیدگاه او منفی باشد این بدان معناست که او کلاه سیاه بر سر گذاشته است. از او باید ابتدا درخواست شود که کلاه سیاه را از سر برداشته و کلاه زرد را بر سر بگذارد و کمی مثبت فکر کند.

ادوارد دوبونو، پدر تفکر خلاق

تکنیک شش کلاه تفکر (six thinking hats technique) یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های خلاقیت است. ابداع کننده این تکنیک، ادوارد دوبونو (پدر تفکر خلاق) است.

آقای دوبونو که به عنوان مُبدع نظریه «تفکر جانبی» هم شناخته می‌شود، کتابی با عنوان «شش کلاه تفکر» نیز نوشته که به زبان فارسی هم ترجمه شده است.

در این تکنیک به‌طور کلی با استفاده از شش سبک فکری، موضوع یا مسئله مورد نظر، بررسی می‌شود. برای هریک از شش سبک فکری نیز یک کلاه با رنگی مخصوص در نظر گرفته شده است. در واقع رنگ کلاه‌ها نمایان‌گر طرز تفکر و نگرش افراد می‌باشد.

تکنیک شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو

یک روش قدرتمند برای تصمیم گیری از دیدگاه های مختلف است.

این تکنیک اجازه می دهد که احساسات و شک و تردید به یک فرآیند کاملا منطقی تبدیل شود و فرصتی را برای خلاقیت در تصمیم گیری ایجاد می کند.

تصمیم گیری با استفاده از تکنیک شش کلاه تفکر، می تواند قوی تر و انعطاف پذیر تر از موارد دیگر باشد. همچنین می تواند به پیشگیری از خطرات احتمالی در تصمیم گیری کمک کند.

دوبونو با ارائه تکنیک شش کلاه تفکر، سعی می‌كند به‌كسانی كه دورهم جمع می‌شوند، بياموزد كه تک‌بعدی فکر نکنند. به تفكر خود وسعت دهند و آنگاه به راه‌های خلاق بينديشند. در نهایت با یک هماهنگی مدبرانه نتايج را طبقه‌بندی كرده و در تصميم‌گيری و حل مسائل از آن استفاده كنند.

در این تکنیک افراد با گذاشتن هر یک از کلاه‌ها بر سرشان، سبک فکری‌شان را براساس رنگ کلاه‌شان تغییر می‌دهند. در واقع این افراد سعی می‌کنند نقش بازی کنند. یکی از مهمترین موانع تفکر در زمینه‌های مختلف، عملکرد تدافعی ما است.

ما با گذاشتن هریک از کلاه‌ها بر سرمان، این فرصت را به خودمان می‌دهیم تا بدون تعصب و پیش‌داوری، در نقش خصوصیات فردی آن کلاه، درباره موضوعات مختلف فکر کنیم و حرف بزنیم.

حالا به خصوصیات هریک از کلاه‌ها می‌پردازیم:  

کلاه سفید

کلاه سفید مربوط به واقعیت‌ها، اطلاعات و ارقام ملموس می‌شود. سفيد، رنگی خنثی و منفعل است. كلاه سفيد با موضوعات و شكل‌های انفعالی سر و كار دارد. کسی که این کلاه را بر سر گذاشته، واقعيت‌ها را بدون هيچ‌گونه قضاوتی مورد کنکاش قرار می‌دهد. مثل یک کامپیوتر که بدون دخالت دادن احساسات و عواطف، و فقط براساس داده‌ها عمل می‌کند و نتیجه را ارائه می‌هد. فردی که این نقش را بازی می‌کند واقعیت‌ها را بی‌طرفانه بیان کند و تفاسیر و تحلیل‌ها کاری نداشته باشد.

کلاه قرمز

کلاه قرمز به عکس کلاه سفید، متکی بر احساسات است. رنگ قرمز نشانه خشم، شور و هيجان است. در کلاه قرمز بينش هيجانی و جنبه‌های احساسی و غيراستدلالی مدنظر می‌باشد. در واقع این رنگ کلاه ابزار مناسبی برای بيرون ريختن احساسات است. این احساسات است که تفکر ما را شکل می‌دهد و آن را با نیازهای ما و مقتضیات زمانه متناسب می‌کند. استفاده از کلاه قرمز به متفکر فرصت ارائه احساساتش در مورد موضوع مورد را بحث می‌دهد.

کلاه سیاه

در تکنیک شش کلاه تفکر، کلاه سیاه به‌طور خاص روی نظرات منطقیِ منفی تاکید دارد. رنگ سیاه نشانه منفی‌نگری و افسردگی است. بنابراین فردی که با این رنگ کلاه در جلسه حضور پیدا می‌کند، جنبه‌های منفی و بدبينانه موضوع را ابراز می‌کند. صاحب کلاه سیاه یادآوری می‌کند که موضوع مورد بحث با تجارب یا دانش موجود در آن زمینه سنخیت ندارد. او دلایل عدم موفقیت و شکست را برمی‌شمرد.

کلاه زرد

کلاه زرد تفکر سازنده مثبت را نمایندگی می‌کند. زرد نشانه آفتاب و مثبت است. تفکر فرد صاحب کلاه زرد بر محاسن و مزایا استوار است. وی همیشه جنبه‌های مثبت و خوشبينانه موضوع مورد بررسی قرار می‌دهد. می‌توان گفت که گرایشات کلاه زرد درست نقطه مقابل تمایلات کلاه سیاه است. هر چه کلاه سیاه منفی‌نگر کلاه زرد مثبت‌اندیش است.

کلاه سبز

کلاه سبز سمبل تفکر خلاق و تفکر جانبی است. رنگ سبز نشانه رويش و باروری است. به همین جهت از کلاه سبز برای ابراز ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید و خلاقانه استفاده می‌شود. صاحب کلاه سبز از نظرات کهنه و تکراری گریزان است و از نظرات نو و متفاوت استقبال می‌کند. این کلاه به تغییر علاقه‌مند است و بنابراین روی تغییر و تحول متمرکز می‌شود.

کلاه آبی

کلاه آبی آخرین کلاه تکنیک شش کلاه تفکر است. این کلاه روی تفکر متمرکز است. بنابراین وقتی کسی کلاه آبی را بر سر می‌گذارد دیگر درمورد یک «موضوع» فکر نمی‌کند، بلکه درمورد «تفکرِ درباره یک موضوع» فکر می‌کند. این کلاه کنترل کننده و سازمان دهنده اندیشه‌ها است. در واقع کسی که این کلاه را بر سر گذاشته، نظرات بقیه کلاه‌ها را مورد ارزیابی قرار داده و سازمان‌دهی می‌کند. در ضمن رنگ آبی سرد است. 

سرچشمه تمامی نیروهای انسان، تفکر است. با این وجود هرگز نمی‌توانیم ادعا کنیم که در این مهارت انسانی که پرارزش‌ترین توانایی ماست، کامل شده‌ایم. هر قدر که در آن متبحر شده باشیم، باز هم باید بخواهیم بهتر و بهتر بیندیشیم.

منابع: http://moalemekhalagh.com/%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-six-thinking-hats

توسط:

اهمیت بهبود مستمر در سازمان و فرآیند آن

 بهبود مستمر یک فرآیند و روشی موثر برای افزایش بهره وری سازمان است که  هدف آن یک رشد ثابت، سازگار و بهبود کیفیت در تمامی سرویس ها و فرآیندهای خدمت رسان می باشد.

 بهبود مستمر یک فرآیند و روشی موثر برای افزایش بهره وری سازمان است که  هدف آن یک رشد ثابت، سازگار و بهبود کیفیت در تمامی سرویس ها و فرآیندهای خدمت رسان می باشد.
این زیر سیستم بر اساس اطلاعات بازخوردی از رضایت سنجی مشتریان، انجام بازرسی ها، ارزیابی عملکرد از کارشناسان، پشتیبان ها و پیمانکاران در سطح سازمان اجرایی می گردد و نسبت به انجام اقدامات اصلاحی و بهبود مستمر در کسب و کار سازمان اقدام می نماید.
شروع این فرآیند می تواند از نتایج فرآیند رضایت سنجی از مشتریان درحوزه ارائه سرویس و خدمات، فرآیند بازرسی های دوره ای یا موردی بر اساس چک لیست های تعریف شده و فرآیند ارزیابی عملکرد باشد.

فرآیند بهبود مستمر بر اساس نتایج و اطلاعات جمع بندی شده در فرآیندهای مذکور با انجام اقدامات اصلاحی، شناسایی نقاط ضعف و یا تغییر در روند اجرایی فرآیند ها افزایش رضایت مشتریان، بهبود عملکرد پشتیبان ها، بهبود و افزایش کیفیت ارائه خدمات را با اجرایی شدن فرآیندها تضمین می نماید.

بر این اساس فرآیند بهبود مستمر می تواند شامل 4 زیر فرآیند باشد:

1.        فرآیند بهبود (فرآیندها)
2.       فرآیند بازرسی
3.      فرآیند رضایت سنجی
4.       فرآیند ارزیابی عملکرد

بهبود مستمر همواره باید به صورت یک فعالیت پایدار، اجرای مداوم داشته باشد نه به صورت یک ترمیم سریع و ناگهانی. به عبارت دیگر بهبود مستمر می‌تواند در قالب نتیجه یک بازنگری یا ارتقای رسمی خدمات یا به عنوان یک فعالیت پیشگیرانه توسط صاحب فرآیند در سطح سازمان اجرایی گردد.

اهداف و وظایف :

وظایف اصلی این زیرسیستم عبارتند ازوظایف اصلی این زیرسیستم عبارتند از

·         رضایت سنجی از مشتریان ( پذیرندگان) در بازه های زمانی مشخص

·         ارزیابی عملکرد از پشتیبان ها بر اساس فعالیت های انجام شده

·         برنامه ریزی و اجرای بازرسی های موردی یا دوره ای براساس چک لیست های بازرسی

·         ثبت عدم انطباق ممیزی و اجرایی نمودن اقدامات بهبودهای ارائه شده در واحدهای مختلف

·        تعیین و اجرای اقدامات اصلاحی لازم برای رفع عدم انطباق ممیزی یا به منظور بهبود در فرآیند

در طرح‌های کایزنی یا مبتنی بر بهبود مستمر، این سه اصل همواره مد نظر کارکنان سازمان قرار دارد:

  1. همه فعالیت‌های پرهزینه که ارزشی تولید نمی‌کند، بایستی حذف شود.
  2.  فعالیت‌هایی که به شکل دیگر در جای دیگری، به طور موازی انجام می‌شوند، با هم ادغام شوند
  3.  آن دسته از فعالیت‌هایی که برای تکمیل و افزایش سطح کیفی خدمات لازم است به فعالیت‌های سازمان اضافه شود.

اهمیت و ضرورت بهبود مستمر در سازمان‌های کسب‌وکار

مدیریت کیفیت جامع TQM (Total Quality Management) از طریق روش‌های گروهی و مشارکت کلیه افراد سازمان (مدیران ارشد، مدیران میانی و کارکنان)، به دنبال بهره‌وری کلیه فرایندها و محصولات و خدمات سازمان است و همواره در این جهت تلاش می‌کند که فرایندها را به طور مستمر بهبود دهد.

علت استفاده سازمان‌ها از مفهوم TQM رسیدن به اهداف رضایت مشتری، کاهش هزینه‌ها و کاهش اتلاف‌های زمانی، در نهایت بهبود مداوم و مستمر فرایندها است.

سیستم‌های مدیریتی ISO (International Standardization Organization) مانند سیستم مدیریت کیفیت، سیستم مدیریت زیست‌محیطی و سیستم مدیریت خدمات فناوری اطلاعات برای رسیدن به اهداف مهم یک سازمان، بهینه کردن فرایندها و افزایش کیفیت محصولات تولیدی یا خدمات ارائه شده، از بهبود مستمر استفاده می‌کنند.

نحوه اجرای فرایند بهبود مستمر در سازمان

هر سازمان بسته به ماهیت کسب‌وکاری که دارد، لازم است به تعیین دقیق هدف خود از اجرای فرایند بهبود مستمر بپردازد. برای مثال در یک بانک، بهبود مستمر جهت ارائه خدمات مطلوب به مشتریان، کاهش زمان خدمت و جلب رضایت مشتریان اجرا می‌شود.

در این قسمت به شرح خلاصه‌ای از فرایند بهبود مستمر پرداخته می‌شود که در شرکت مهندسی تذروافزار، برای سازمان‌های مختلف با کسب‌وکارهای متفاوت (حوزه بانک، پرداخت الکترونیک، مراکز تماس و سایر سازمان‌های خدماتی و صنعتی)، طراحی و اجرا می‌شود. طراحی و پیاده‌سازی فرایند بهبود مستمر در این شرکت از طریق سیستم‌های مدیریت فرایند کسب‌وکار BPMS (Business Process Management Systems) انجام می‌شود.

به این صورت که ابتدا جریان فرایند طبق نیازها و خواسته‌های مشتریان، تحلیل، طراحی و مدل‌سازی می‌شود و سپس با استفاده از سیستم‌های BPM شرکت تذروافزار، فرایند طراحی شده، پیاده‌سازی و اجرا می‌شود.

طراحی و پیاده‌سازی فرایند بهبود مستمر در سیستم مدیریت فرایند کسب‌وکار شرکت تذرو افزار TBS (Tazarv BPM Suit)، در قالب مراحل زیر انجام می‌شود: طراحی فرم‌های سازمان، طراحی گردش کار و فرایند سازمان، پیاده‌سازی فرم و فرایند، مدیریت فراینده سازمان.

جریان فرایند بهبود مستمر به این صورت است که بخش ممیزی داخلی سازمان، بر اساس استانداردهای لازم، به ارزیابی محصول، خدمات یا فرایندهای سازمان می‌پردازد و عدم انطباق‌های کشف شده را ثبت می‌نماید.

سپس ممیز عدم انطباق‌های شناسایی شده را به مدیر ارشد بخش مربوطه گزارش می‌دهد. مدیر ارشد با توجه به عدم انطباق‌های گزارش شده، انجام اقدامات اصلاحی (فعالیت پیشگیرانه) را به مدیران میانی یا سایرکارکنان محول می‌نماید.

پس از انجام اقدامات اصلاحی (فعالیت پیشگیرانه)، مجدداً ممیز به بررسی و ارزیابی می‌پردازد. این چرخه ادامه می‌یابد و به این ترتیب سازمان در جهت بهبود مداوم و مستمر محصولات، خدمات یا فرایندهای خود حرکت می‌کند.

بهره وری


بهره وری نخستین بار توسط فردی به نام کوئیزنی در سال 1766میلادی به کار برده شد. بیش از یک قرن بعد در حدود سال 1883 فردی به نام لیتر بهره وری را قدرت و توانایی تولیدکردن تعریف کرده است.
بهره وری در بسیاری از کشورهای  صنعتی عبارت است از به حداکثر رساندن استفاده ار منابع، نیروی انسانی، تسهیلات و مواردی مشابه به طریق علمی و کاهش هزینه های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی و بهبود معیارهای زندگی آنگونه که به سود کارکنان و مدیریت و مردم باشد.
بهره وری از منظر مرکز بهره وری ایران (NIPO) یک فرهنگ، نگرش عقلایی به کار و زندگی است که هدف آن هوشمندانه تر کردن فعالیت ها برای دست یابی به زندگی بهتر و فعال تر است.
انواع بهره وری
1- بهره وری جزء
2- بهره وری کل عوامل
3-بهره وری کل
رابطه بین محصول با یکی از منابع ورودی را بهره وری جزء گویند. مثلا بهره وری نیروی انسانی، بهره وری سرمایه و یا بهره وری مواد از نوع بهره وری جزء هستند.
نسبت برون داد خالص (ارزش افزوده) به مجموع ورودی های نیروی کار و سرمایه را بهره وری کل عوامل گویند.
نسبت کل برون داد به جمع عوامل درون داد را بهره وری کل گویند.

بهره وری چگونه حاصل می شود؟


برای اینکه به موفقیت دست یابیم و سیستمی که طراحی شده است، اثربخشی لازم را داشته باشد، باید در مسیر خاصی حرکت کرد. سنجش و اندازه گیری جزء لاینفک فرآیند بهره وری است.

در فرآیند چرخه بهره وری برای شروع برنامه بهره وری ابتدا بایستی پس از تعریف صحیح شاخص ها به اندازه گیری آن پرداخت. باید دقت داشت که معیاری که برای سنجش انتخاب می شود امکان پیاده سازی و قابل اندازه گیری باشد.
مراحل چرخه بهره وری را می توان به شکل زیر در نظر گرفت:
1-    تعریف صحیح از شاخص در قسمت سنجش و اندازه گیری
2-    ارزیابی بهره وری هر یک از شاخص ها (نقاط ضعف و قوت را شناسایی کنیم)
3-    جهت رفع مشکلات و افزایش بهره وری به تجزیه و تحلیل ارزیابی صورت گرفته پرداخته شود
4-    برای بهبود، برنامه ریزی صحیحی برای واحدهای مربوطه انجام دهیم.
5-    گام های اساسی در جهت افزایش و رشد اقتصادی شرکت برداشته شود.

نتیجه گیری


هیچگونه بهبودی بدون اندازه گیری وجود نخواهد داشت و هر سازمان باید برای مبادرت به ایجاد هرگونه بهبودی جهت دست یابی به بهره وری ابتدا عملکرد جاری خود را مشخص کند و در صورت مشخص نبودن، با توجه به اینکه مبنا یا شاخصی در دست ندارد، علی رغم تلاش های زیاد در جهت بهبود نمی توان تشخیص داد که بهبودی صورت گرفته است یا نه.
برای ایجاد بهبود مستمر در یک سازمان به چند مرحله نیاز است که عبارتند از:
•    مشخص نمودن عمکرد جاری
•    ایجاد نیاز برای بهبود
•    فراهم نمودن تعهد و تعریف اهداف بهبود
•    سازمان دهی منابع مشخص
•    انجام تحقیقات و تجزیه و تحلیل به منظور شناسایی علل مشکلات در عملکرد جاری
•    تعریف و آزمایش راه حل های پیشنهاد شده برای تحقق اهداف بهبود
•    تدوین برنامه های بهبود به منظور مشخص نمودن اینکه چگونه و بوسیله چه افرادی تغییرات اعمال گردد
•    مشخص نمودن و به دنبال آن برطرف نمودن هرگونه مقاومت در جهت تغییرات
•    ایجاد تغییرات
•    کنترل وضعیت فعلی به عنوان سطح جدیدی از عملکرد و تکرار مرحله یک

http://www.parsysmis.com/?tag=%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F

http://www.tazarv.com/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1/

توسط:

چاکرای اول، روش فعال سازی و متعادل کردن آن

خصوصیات چاکرای اول

  • عنصر وابسته: خاک
  • حس: بویایی
  • منطقه: بین مقعد و دستگاه تناسلی (نشیمنگاه)
  • غدد وابسته: فوق کلیوی (که آدرنالین تولید می‌کند)
  • رنگ: قرمز تند
  • عطر: درخت سدر – درخت میخک
  • عضو وابسته: استخوانها، دندانها، ناخن، پا، روده، مقعد، پروستات.
  • سمبل: نیلوفر چهار پر
  • تاثیرات: امنیت، بقا، ایمان، ارتباط، پول، خانه. توانایی بنا کردن و حاضر بودن در زمان و مکان.
  • سنگ های مرتبط  با چاکرای اول: سنگ خون، عقیق سیاه، کوارتز دودی، گارنت، ابسیدیان، جاسپر، حدید، لابرادوریت، یاقوت، مرجان.
  • مانترا: لام (LAM)

مدیتیشن تقویت چاکرای اول

1- چشمان خود را ببندید؛

2- تصور کنید نفستان از  کف پا تا بالای سر به حرکت در می آید؛

 3- آگاه باشید به دم و بازدم های عمیق خود؛

4- همان طور که در حالت ذهنی نفس می کشید ، چاکرای اول را تصور کنید.

5- نور قرمز را در این چاکرا به صورتی درخشان تجسم کنید.

چاكرای اول ما را به دنیای فیزیكی وصل میكند و انرژی های كیهانی را به بدن فیزیكی و سطح مادی بدن میفرستد.

آنهایی كه موفق به گشودن این چاكرا شده اند حیات بر روی كره ‌زمین را كاملا قبول دارند و به وجود فیزیكیشان پاسخ مثبت میدهند و برای زندگی كردن آمادگی دارند و هماهنگ با نیروهای مادی عمل میكنند.

رنگ این چاكرا قرمز است ؛ قرمز رنگ انرژی و فعالیتی است كه از هستة‌ درونی سیاره ما بیرون میزند و به ما ثبات دنیوی میدهد ؛ در عین حال انرژی لازم را برای ابراز وجود خلاق میدهد.

چینی ها معتقدند این چاكرا جایگاه اصلی ناخودآگاه جمعی است و از طریق این چاكرا میتوان به دانش انباشته شده‌ ناخودآگاه جمعی دست یافت ؛ برای حفظ تعادل درونی،‌این چاكرا باید هماهنگ با چاكراهای دیگر عمل كند.

فعال کردن چاکرای اول : مشاهده رنگ قرمز آتشین خورشید به هنگام طلوع و غروب و یا تابش طلوع و غروب باعث میشود كه چاكرای اول احیاء و هماهنگ شده و فضای بسته و محدود درون آن را باز میكند.

نشستن بر روی خاك و تنفس بوی خاك تأثیر بسیار خوبی بر چاكرای اول خواهد داشت.

غلبه بر ضعف جسمی و طی كردن دوران نقاهت خصوصا بعد از عمل جراحی به چاكرای اول مربوط میشود ؛ سنگ آهن نیرو و انرژی لازم را به بدن شما باز میگرداند و انرژی های پنهان در چاكرای اول را فعال میكند.

رنگ درمانی چاکرای اول : رنگ قرمز رنگی است كه به شما شور و شهامت و سرزندگی میبخشد و اگر این رنگ قرمز با سایه ای از رنگ آبی آمیخته شود، به شما كمك خواهد كرد تا عشق به دنیا با انرژی روحانی در وجودتان تلفیق شود.

رایحه درمانی چاکرای اول : اگر شكاك و بیش از حد بدبین هستید پودر میخك را استشمام كنید ؛ این رایحه باعث میشود كه گره های چاكرای اول باز شود و شما را از قید افكار خشك و بدبینانه رها میكند.

موسیقی درمانی چاكرای اول : مناسب ترین موزیك برای فعال كردن چاكرای ریشه یا همان چاکرای اول موسیقی است كه ریتم یكنواخت و مؤكدی دارد.

به منظور هماهنگ كردن چاكرای اول، از صداهای طبیعت میتوانید بهره بگیرید و اگر به اصل آن دسترسی ندارید میتوانید از نوارهای ضبط شده از صدای طبیعت گوش دهید(بهترین نمونه این سی دی ها در فالگو موجود میباشد).

سنگ درمانی چاکرای اول : برای اعتماد به نفس پیدا كردن باید چاكرای اول خود را متعادل كنید ؛ سنگ عقیقی كه با نگین كریستال باشد به شما اطمینان خاطر و اعتماد به نفس میبخشد

تمرین برای باز کردن چاکرای اول مسدود شده

تمرین برای باز کردن چاکرای اول

این تمرینات بلافاصله فواید قابل توجه و آثار متعادل کننده خود را بر روی تمام دستگاه های بدن نشان می دهند.

می توانید از این راه برای تقویت چاکرای اول بهره ببرید:

وقتی این تمرین را انجام می دهید روی زمین بنشینید و بدنتان با زمین ارتباط مستقیم داشته باشد.

احساس کنید بدنتان همانند درختی است که ریشه های خیلی قوی و دراز در زمین دارد.

تمامی ترس های خودتان را روبرویتان تصور کنید و همه آنها را به خاک بسپارید.
خاک بهترین مکان برای ترس ها و وحشت های درون انسان است.
همه آنها را به زمین ببخشید.
این تمرین را تا جایی انجام دهید که با ترسهایتان روبرو شوید و یا آنها را دیگر نبینید.

چاکرای ریشه مهمترین چاکرا از لحاظ انرژی و محل پمپ انرژی به سایر چاکراها میباشد.
برای بیداری کندالینی این چاکرا باید از قدرت بسیار بالایی برخوردار باشد!

چاکرای اول، رنگش قرمزاست، پس در هفته روزی یک مرتبه قرمز بپوشید؛

می توانید لباس زیر قرمز بپوشید؛

رنگ طلوع و غروب خورشید را نگاه کنید، حتی به صورت تصویر سازی.

کسانی که از زندگی لذت نمیبرند چاکرای ریشه شان مشکل دارد.

ناراحتی روده، یبوست، اسهال، سرماخوردگی، واریس، افسردگی و کم خونی به خاطر انسداد چاکرای اول است.

حالا کسی که افسرده است هر چقدر دارو بخورد این چاکرا باز نمیشود، فقط روند بیماری کند میشود.

از لحاظ روحی منزوی، خشمگین، عصبی، ترسو،کم تحمل، بی انگیزه هستند.

کسانی که از طبیعت سوء استفاده میکنند، درخت میشکنند، آتش میزنند، دوست دارند خرابکاری کنند در چاکرای اول مشکل دارند.

چگونه چاکرای اول را متعادل کنیم؟

تعادل سازی چاکرای اول

این چاکرا انرژی حیات را تشکیل می دهد و فرد را سفت و محکم بر زمین نگه می دارد.

اگر چاکرای اول سالم باشد: از طریق این چاکرا احساس شادابی و انرژی می کنید. این چاکرا بر حس بویایی و قسمت های محکم بدن مانند دندان ها و استخوان ها و ناخن ها نظارت دارد.

اگر چاکرای اول پرکار باشد: باعث می شود فرد سلطه جو، خودمحور و مادی گرا شود.

اگر چاکرای اول کم کار باشد : در این صورت فرد احساس اضطراب و ناامنی می کند و مدام عصبی می شود.

علائم فیزیکی عدم توازن چاکرا: درد مفاصل، کمردرد، چاقی، یبوست و سیستم ایمنی ضعیف.

جالب است بدانید که در افراد مسن این چاکرا مقداری ،یا به طور کامل تهی است، به همین دلیل بدن افراد مسن ضعیف و کوچک تر می شود ، ستون فقرات آن ها انحنا برداشته و ترمیم زخم ها و شکستگی استخوان های آن ها کند تر می شود ،سلامت چاکرای اول برای حفظ جوانی و سلامتی فرد بسیار مهم است.

روش توازن چاکرای ریشه

1- هر نوع دلخوری که در گذشته بین شما و خانواده تان رخ داده است را حل کنید.
2-  هر نوع شک و تردید و منفی بافی را از خودتان دور کرده و به مادیات کمتر توجه کنید.
3- سعی کنید بیشتر با مردم بجوشید و معاشرت کنید

چاکرای اول، انرژى قرمز رنگ را جذب می کند. این انرژى به ما امکان تحرک و انجام فعالیت هاى زمینی را می دهد. همچنین درک آگاهی از حضور خود. بنابراین اعتماد بنفس ما با این چاکرا مرتبط است.

هر گونه انسداد در چاکراى اول که به کم کارى این چاکرا منجر شود موجب احساس خستگی مفرط، جسارت کم، خواب زیاد از حد، تنبلی و یا مقاومت در برابر فعالیت هایی خاص می شود که فرد را از آنها باز می دارد.

همچنین پر کار بودن چاکراى اول، موجب افراط مانند افراط در کار کردن، خرج کردن، پرخاشگری، روابط جنسی و… می شود. پر کارى یک چاکرا می تواند از آنجا موجب شود که چاکراى دیگرى دچار مشکل باشد و فشار بر روی چاکراهاى دیگر وارد شود.
براى درک وضعیت چاکراى اول خود کافیست با تمرکز بر زندگی روزمره خود بیاندیشید و خود را بشناسید.

روشهایی نیز وجود دارند که در آن می توان وضعیت چاکرا را بررسی کرده (تست چاکرا) و آن را درمان نمود.

تذکر: هیچ وقت قبل از پاکسازی کامل هفت چاکرا ها اقدام به فعالسازی و تمرین بر روی چاکرایی خاص را نکنید. چون اگر از چاکرای اول شروع به پاکسازی نکنید ، اختلالات زیادی در کارکرد چاکراها ایجاد می شود و ممکن است دچار مشکلات زیادی شوید.  مانند لیوانی پر از آب و گل، شما فقط با فعالسازی چاکرا آب را بیشتر از حد گل آلود میکنید و تاثیری در سلامت چاکراها ایجاد نمی کنید و برعکس کارکرد آن ها را دچار اختلال می کنید.

. https://www.parsnaz.com/news_detail_21391.html

توسط:

طوفان فکری و اهمیت به کارگیری آن در حل مسائل

طوفان فکری چیست؟

طوفان فکری فرآیند تفکر آزاد و تولید ایده است، فارغ از درگیر شدن با محدودیت‌هایی از قبیل “آیا این ایده خوب است یا بد؟ “اسلاتر و کوری ، 2003”

طوفان فکری و یا بارش ذهنی، یکی از بهترین تکنیک‌های شناخته شده برای تولید ایده در راستای حل خلاقانه مسئله است که بطور معمول با کمک یک تیم و تحت نظر تسهیل‌گر انجام می‌شود. قدرت طوفان فکری برابر با مجموع قدرت بالقوه مشارکت‌کنندگان است که ایده‌های خود را در یک محیط آزاد بیان می‌کنند و با بهبود و ترکیب بهترین ایده‌ها، به راه‌حلی کارآمد دست می‌یابند.

ممکن است در سازمانی، مسئله‌ای وجود داشته باشد اما هنوز، ایده‌ها و گزینه‌های قابل قبول توسط تیم، تولید نشده باشند. در چنین شرایطی مدیر پروژه می‌تواند جلسه طوفان فکری را پیشنهاد دهد. در جلسات طوفان فکری راه‌حل‌هایی کشف خواهند شد که بنظر می‌رسید اصلا وجود ندارند.

مراحل انجام طوفان فکری در سازمان

روش طوفان فکری ساده و سریع است. فارغ از بکارگیری تکنیک‌های متنوع و متفاوت طوفان فکری، می‌توان آن را بطور معمول با گام‌های زیر اجرا کرد:

1. پیش از هر چیزی شما نیاز دارید تا مسئله را بطور دقیق و شفاف تعریف و محدوده پاسخ‌های خود را مشخص کنید.

اگر شما بدنبال تولید ایده‌های زیادی هستید، مجبورید تا محدوده خود را گسترده‌تر در نظر بگیرید.برای مثال هر ایده‌ای برای افزایش فروش سازمان. اما اگر بدنبال ایده‌های با تعداد اندک هستید، محدوده‌ایی دقیق ترسیم کنید برای مثال ایده‌هایی که در بازه زمانی 6 ماه قابل اجرا باشند و یا ایده‌هایی با رویکرد ورود به بازارهای جدید.

2. افرادی را که ممکن است دانش مربوط به حوزه مسئله را داشته باشند انتخاب کنید.

نیازی نیست که متخصص باشند. در حقیقت، اگر نباشند، بهتر است زیرا شما نیاز دارید که افراد خلاقانه و “خارج از چارچوب‌های مشخص” فکر کنند این در حالی‌ست که کارشناسان تمایل دارند که در چارچوب‌های از پیش تعیین شده فکر کنند.

همانطور که گفته شد این افراد می‌توانند افراد شاغل در واحدهای دیگر سازمان و یا حتی خارج از سازمان باشند. تعداد 3 تا 8 نفر می‌تواند عددی ایده‌آل باشد.

بعلاوه شما نیاز دارید تا مشخص کنید که پیش از شرکت در جلسه چه اطلاعاتی به شرکت‌کنندگان داده شود  و تعریف دقیقی از کلمات و عبارات کلیدی در اختیار آن‌ها قرار دهید تا بتوانید به زبان مشترکی دست یابید. برای مثال تصور کنید که مسئله ما این است: ” چگونه می‌توانیم تولید سازمان را افزایش دهیم؟” 

شما باید مشخص کنید منظور از تولید چیست؟ چه میزان افزایش مورد نظر شماست؟ آیا می‌توانیم از منابع خارج از سازمان کمک بگیریم؟

3. فردی مناسب را در نقش تسهیل‌گیری برای جلسه خود انتخاب کنید.

تسهیل‌گر فردی با تجربه‌ای است که جلسه را متمرکز نگاه می‌دارد. او باید توانایی مدیریت جلسه را داشته باشد و نگذارد کسانی – مانند افراد برون‌گرا- بر جلسه مسلط شوند و یا افرادی در فرآیند تولید ایده مشارکت نکنند. او باید تمامی ایده‌ها را یادداشت کند.

4. جلسه طوفان فکری را به دو بخش تقسیم کنید. البته شما نیاز دارید تا در ابتدای امر به توضیح مسئله، محدودیت‌ها و تعاریف بپردازید.

متخصصان عقیده دارند حدود 20 دقیقه می‌تواند زمان مناسبی برای این توضیحات باشد. پس از آن در بخش اول جلسه خود، تولید ایده را آغاز کنید.

با توجه به نوع مسئله، این مرحله بیش از 30 دقیقه زمان نیاز خواهد داشت. در واقع این امر تا زمانی که هیچ ایده جدیدی وجود نداشته باشد، ادامه می‌یابد. در مرحله بعدی نیاز است تا ایده‌های ارائه شده مرتب و بهترین ایده‌ها انتخاب و با یکدیگر ترکیب شوند.

این مرحله بطور معمول نسبت به مرحله پیشین زمان کمتری نیاز خواهد داشت.

مزایای طوفان فکری

مزایای طوفان فکری در تحلیل کسب و کار

همانطور که BABOK بیان می‌کند، چندین مرحله از پروژه از جمله شناسایی ذینفعان، استخراج نیازمندی‌، تا تحلیل استراتژیک سازمانی می‌توانند از طوفان فکری بهره‌مند شود.

با این حال، تعداد کمی از بخش‌های توسعه دهنده یک پروژه هستند که نمی‌توانند از طوفان فکری بهره‌مند شوند. همانطور که BABOK اظهار می‌دارد، “هدف طوفان فکری تولید ایده‌های جدید و استخراج مضامین برای تجزیه و تحلیل بیشتر است”، طوفان فکری تقریباً در هر مرحله از تکامل یک پروژه، ابزاری قدرتمند است.

به علاوه، فرایند طوفان فکری می‌تواند راهی عالی برای جذب ذینفعان ساکت یا کمتر خلاق باشد که خارج از چارچوب فکر کنند و خلاقیت خود را برانگیزند.

به عنوان مثال به محض اینکه طوفان فکری به خوبی اجرا شود، یک تحلیلگر پایگاه داده می‌تواند اطلاعاتی راجع به ذخیره اطلاعات ارائه دهد که هیچ کس دیگری نمی‌تواند آن را داشته باشد.

بنابراین، اگر یک گروه نماینده و متنوع از شرکت کنندگان انتخاب شود، طوفان فکری می‌تواند اطمینان حاصل کند که طیف وسیعی از ایده‌ها و متخصصان در ایده‌های حاصل شده گنجانده شده‌اند.

سرانجام، از آنجا که عملاً برای یک تحلیلگر فهم هرگونه ملاحظه‌ای در هنگام کشف یا هر مرحله دیگر از یک پروژه غیرممکن است، طوفان فکری برخی از فشارهای تحقیق را از تحلیلگر بر می‌دارد.

همچنین سایر گروه‌های ذینفع را قادر می‌سازد تا حدی مالکیت جهت حاصل از پروژه را احساس کنند. همانطور که یک نویسنده اشاره می‌کند، ” همچنین به شما کمک می‌کند سهم اعضای تیم بابت راه حل انتخاب شده را پرداخت کنید، بالاخره آنها در توسعه آن نقش داشتند.

طوفان فکری چه‌کاربردهایی دارد؟

معمولاً در مراحل اولیه حل مسئله، طوفان فکری کاربرد بیشتری دارد. در مراحل اولیه ما به دنبال راه‌های مختلف حل مسئله هستیم. مثلاً تصور کنید قرار است در مورد یکی از پیش‌زمینه‌های استفاده از روش طوفان فکری تعریف روشن و واضح مسئله است.

برای اینکه افراد شرکت‌کننده در این طوفان بتوانند به خوبی در ذهنشان تجزیه‌وتحلیل کنند، باید ابتدا به‌صورت واضح مسئله را بدانند.

می‌توانیم سه مثال برای کاربرد طوفان فکری بزنیم:

– تیم مدیریت یک مجموعه آموزشی، از یک جلسه طوفان فکری برای جمع‌آوری نظرات در مورد اعتبار یک استراتژی آموزشی استفاده می‌کند.

– گروهی از افراد که از ابزارهای هوای فشرده استفاده می‌کنند به دنبال ایده‌هایی برای کاهش نویز موجود در ابزارهای خود هستند.

– گروهی از حسابداران از جلسه ایده پردازی استفاده می‌کنند تا راه‌هایی برای کاهش پرداخت‌های مالیاتی بدون تخطی از قانون پیدا کنند.

چرا طوفان فکری خوب است؟

در روش قدیمی، افراد با اعتمادبه‌نفس بالا بر اعضای ضعیف‌تر گروه تسلط می‌یابند و اعضایی که اعتمادبه‌نفس پائینی دارند، از بیان آزادانه واهمه دارند!

برخی دیگر نیز برای موافقت با نظرات گروه تحت‌فشار قرار می‌گیرند و یا به دلیل احترامی که برای افراد برتر و مسئول قائل‌اند، خود را کنار می‌کشند. به این صورت روش گروهی حل مشکل اغلب بی‌نتیجه و غیر مؤثر خواهد بود.

اما در روش طوفان فکری چنین مسائلی وجود ندارد. همه در یک سطح هستند و همه آزادانه نظراتشان را می‌گویند و تازه تشویق هم می‌شوند.

عدالت در این روش برقرار است!

منابع:

https://www.bishtarazyek.com/%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C

https://karokasb.org/brainstorming

https://pmpiran.com/brainstorming/

توسط:

راهکارهای ثروتمند شدن و جذب ثروت

عادت‌های روزانه و سبک زندگی افراد موفق را بیاموزید و به سلامت جسم و روح اهمیت دهید.

برخلاف باورهای عموم مردم که فکر می‌کنند ثروتمندان کارهای عجیب و غریب می‌کنند، عادت‌های روزانه و سبک زندگی ثروتمندان خیلی ساده است وخیلی هم دور از توانایی‌های ما نیست.

انجام این عادت‌ها به هیچ عنوان سخت نیست. برای ثروتمند شدن، با الگوبرداری از رفتارهای زندگی افراد موفق، مسیر رسیدن شما به پول و ثروت هموارتر می‌شود.

۱- افراد ثروتمند ورزش می‌کنند.

سعی کنید هر روز ۲۰ تا ۳۰ دقیقه ورزش کنید.

اشتباه فکر نکنید که ثروتمندان  فقط برای سلامت قلب و بدن یا کاهش وزن، ورزش می‌کنند؛

یکی از کاربردهای ورزش بهبود عملکرد مغز و تأثیر مستقیم بر عملکرد روزانه ما است، پس آن را جدی بگیرید.

۲- به تغذیه خود اهمیت می‌دهند.

ثروتمندان غذاهایی را در طول روز مصرف می‌کنند که سالم است و نیازهای  بدنشان تأمین می‌کند.

مصرف غذاهای چرب و ناسالم مثل فست فود را کنار بگذارید.

۳- اهداف خود را یادداشت کرده و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند.

ثروتمندان و افراد موفق شب‌ها اهداف و کارهای روز بعد که باید انجام دهند را یادداشت کرده و لیستی تهیه می‌کنند.

برای اهداف و کارهایشان برنامه‌ریزی می‌کنند که در چه ساعاتی از روز به انجام کار و در چه ساعاتی به جلسه و گفتگو بپردازند.

این عادت‌های به ظاهر کوچک در ثروتمندان، می‌تواند انقلابی در نظم و بهره‌وری روزانه شما ایجاد کند و در عین سادگی اثراتی بزرگ و همیشگی بر روند موفقیت شما خواهند گذاشت.

 یکی از راه های ثروتمند شدن این است که رویا و علاقه خود را پیدا کنید.

جذب ثروت

 حتما شنیده‌اید افراد موفق به دنبال رویاهایشان رفته‌اند و کاری را انجام دادند که به آن علاقه داشتند.

واقعیت این است که موتور انگیزه‌ انسان فقط با این موضوع روشن می‌شود…علاقه‎مندی‌های شما

موفقیت زمانی حاصل می‌شود که شما کاری را انجام دهید که به آن علاقه دارید و درحین انجام آن، لذت ببرید.

وقتی عاشق کاری شدید دیگر کسی نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد و به شما برسد.

تقریبا غیرممکن است شما بتوانید در شغل یا کاری که دوست ندارید، موفق شوید.

پس اگر فکر می‌کنید عشق و رویای خود را پیدا نکرده‌اید، فرصت را از دست ندهید.

شاید مدت‌ها طول بکشد اما ارزشش را دارد که رویا وعلاقه خود را پیدا کنید و کاری را انجام دهید که شب‌، هنگام خواب برای شروع فردا لحظه‌شماری کنید.

 کسب و کار خودتان را راه اندازی کنید و با ارائه یک محصول و خدمات خوب به مردم خدمت کنید.

  این روش، راهی است که اکثر ثروتمندان خودساخته طی کرده‌اند تا ثروتمند شوند.

اگر شما محصولات و خدماتی را به مردم ارائه دهید که ۱۰۰ برابر پولی که داده‌اند برایشان بیارزد، حاضرند به پای محصولات و خدمات شما پول بریزند.

بهترین و تضمینی‌ترین راه های ثروتمند شدن این است که کسب و کار خودتان را ایجاد کنید.

کارآفرینی در ایران فرصت های بیشتری را ارائه می دهد و درب های بیشتری را باز می کند.

وقتی صاحب کسب و کار خودتان شدید، بعد از رسیدن به سوددهی مناسب، می توانید با آرامش خیال در زمینه های دیگر هم سرمایه گذاری کنید.

کاری که اغلب ثروتمندان انجام می دهند؛

بیل گیتس، مایکروسافت را بنا نهاد و مایکل دل، شرکت رایانه ای Dell را در اتاق دانشجویی‌اش راه اندازی کرد.

ولی بدانید که این ثروتمندان امروزی، از صفر و از روش های پر استرس شروع کردند.

 از پنج گنج وجودتان استفاده کنید.

طبق یک متد روان‌شناسی همه  استعدادهایی که افراد روی زمین از آن بر‌خوردارند را می‌توان در ۳۴ توانایی خلاصه کرد.

همه افراد این ۳۴ توانایی را دارند ولی در ۵ تا از این توانایی‌‌ها به طور برجسته، بسیار توانمندند.

گاهی افرادی را می‌بینیم که بسیار موفق و ثروتمند‌ هستند، و زمانیکه مسیر ثروتمند شدن آن‌ها را بررسی می‌کنیم،

می‌بینیم با اینکه ما نیز همان توانمندی، همان استعداد و همان کارها را بلدیم، اما هرگز نتوانسته‌ایم با همه‌ی آن توانمندی،ثروتمند شویم.

و از خودمان می‌پرسیم، چه عاملی این فرد را اینقدر موفق و ثروتمند کرده است؟ راه های ثروتمند شدن چه بوده که او توانسته است برود و من نتوانستم.

این افراد یک چیزی را به صورت ناخودآگاه درک کرده‌اند…

می‌توانند هر کاری را با توجه به سبک خودشان انجام دهند.

این استعدادیابی در سطح شخصی می‌تواند به شدت برای شما در کسب وکار راه‌گشا باشد و شما را به ثروت برساند.

اما فراموش نکنید استعداد و هوش ضامنی برای ثروتمند شدن و پولدار شدن نیست.

سرمایه گذاری در بازارهای مالی

سرمایه گذاری در بازارمالی

دومین روش پولدار شدن در ایران که در این مقاله قصد داریم درباره‌ آن صحبت کنیم، سرمایه‌گذاری و بازی با پول است. کتاب‌ها و مقاله‌های فراوانی در این زمینه به نگارش در آمده است که هر روز هم به تعداد آن‌ها افزوده می‌شود.

اما آیا همه‌ این صحبت‌ها مسیر درست را نشان می‌دهند؟ تعریف سرمایه‌گذاری کمی با آن چیزی که در ذهن بسیاری از افراد نقش بسته است متفاوت می‌باشد. بسیاری از کاربران در ذهن خود افراد سرمایه‌گذار را کسانی می‌پندارند که یک‌شبه درآمدهای میلیاردی برای خود کسب می‌کنند و از همان ابتدا هم سرمایه‌ بسیار زیادی را به این بازار وارد کرده‌اند.

اما این یک دروغ بزرگ است. سرمایه‌گذاری جدای از کسب درآمدهای های بالا و راهی برای پولدار شدن، یک علم است. مانند هر علم دیگری برای استفاده از مزیت‌های آن باید آموزش‌های لازم را پشت سر گذاشت و با منطق و تکنیک‌های درست در این راه قدم برداشت. در غیر این صورت تبدیل به فردی خواهید شد که خود را یک شکست خورده می‌داند.

مزایای این روش

امکان رشد سرمایه‌های موجود با نرخ بسیار بالا؛

عدم وابسته بودن درآمدها به زمان و تایم کاری؛

امکان اجرایی شدن از هر گوشه‌ای بدون نیاز به حضور در مکانی خاص؛

نقدشوندگی بالا؛

امکان کنترل ریسک‌ها با روش‌های اصولی.

معایب این روش

خطر از دست رفتن سرمایه در صورت عدم استفاده از تکنیک‌های کنترل ریسک؛

نیاز به آموزش‌های لازم؛

نیاز به سرمایه‌های بالا (البته نه برای همه‌ روش‌های آن)

کدام روش بهتر است؟

اینکه کدام روش بهتر است، وابستگی شدیدی به روحیهی افراد دارد. اما اگر بخواهیم بهتر بودن را در فاکتورهایی مانند رشد سریعتر و کسب درآمد بالاتر تعریف کنیم، تحت شرایطی استفاده از هر دو این روش‌ها می‌تواند منجر به تحولات بزرگی در زندگی افراد شود.

نمونه‌هایی از کسب درآمد از طریق ارائه‌ یک محصول و یا خدمت جدید سراغ داریم که اکنون ثروتمند‌ترین افراد جامعه هستند و افراد شکست‌خورده در هر دو روش نیز به‌وفور در جامعه یافت می‌شوند.

اما با همه‌ این اوصاف با فرض اینکه فرد با ورود به هر کدام از این دو روش پولدار شدن مسیر منطقی و اصولی آن را طی کند و با آموزش‌های لازم پا به این راه‌ها بگذارد، روش سرمایه‌گذاری نتایج بهتری را رقم خواهد زد.

البته اگر بخواهیم به شرایط عمومی جامعه برگردیم و رفتار اکثریت افراد را در هنگام ورود به این بازارها بررسی کنیم، مشاهده خواهیم کرد که عموم افراد بدون توجه به تذکرات و راهنمایی‌های افراد باتجربه وارد بازار می‌شوند و درصد بالایی از آن‌ها شکست می‌خورند.

کدام روش سریع تر است؟

قبل از اینکه درباره‌ سرعت این دو روش در کسب درآمد و پولدار شدن صحبت کنیم، باید متذکر شویم که هیچ‌کدام از آن‌ها راهی برای یک‌شبه پولدار شدن نیستند.

اگر به سرمایه‌گذاری به‌عنوان راهی برای ثروت‌های زیادی می‌اندیشید، از همین اکنون می‌توانید سرمایه‌ خود را بربادرفته بدانید. بااین‌وجود روش‌های سرمایه‌گذاری در کوتاه‌مدت‌تر می‌توانند ثروت‌های بیشتری برای افراد رقم بزنند.

حتی کسانی که وارد کسب‌وکارهای تولیدی و ارائه‌ خدمات می‌شوند، در آینده از مازاد سرمایه‌های خود در روش‌های سرمایه‌گذاری بهره می‌برند.

اگر می خواهید از روش خدمت به مردم و ارائه محصول پولدار شوید، چگونه باید این کار را انجام دهید؟

در قدم اول بایستی بازار جامعه خود را تجزیه‌وتحلیل کنید. محصولی که نیاز اصلی جامعه بوده و یا خدمتی که کمبود آن در بین مردم احساس می‌شود را شناسایی و سپس زیرساخت‌های لازم برای شروع این کسب‌وکار را آماده نمایید. مراحل زیر کلیت رسیدن از یک کسب‌وکار تولیدی به ثروت است که باید فارغ از همه‌ هیجان‌های موجود در بازار، به صورت اصولی انجام پذیرد.

یادگیری و تقویت مهارت‌های لازم؛

فراهم آوردن امکانات اولیه مانند دستگاه‌ها یا سایت‌های اینترنتی؛

شبکه‌سازی و جمع‌کردن یک تیم عالی؛

برنامه‌ریزی و تحلیل بازار و رقبا؛

سنجیدن شرایط بحرانی مختلف؛

فراهم نمودن مواد اولیه؛

اقدام به برندسازی و معرفی محصول و خدمت.

اگر تصمیم دارید از روش‌های سرمایه‌گذاری پولدار شوید، چگونه باید این کار را انجام دهید؟

مدیریت در سرمایه گذاری

سرمایه‌ بیشتر برای شروع، ریسک بیشتری هم به دنبال دارد. اگر بی‌مهابا و فقط به دلیل هیجان‌های مقطعی موجود در این بازارها و بدون طرح و نقشه‌ اولیه بخواهید سرمایه‌های چندین سال تلاش خود را وارد این بازارها نمایید و خود را بی نیاز از آموزش‌های لازم بدانید، شکست خواهید خورد. سرمایه‌گذاری هم مانند هر کسب‌وکار دیگری برای ثروتمند کردن سرمایه‌گذار باید با اصول آن انجام پذیرد.

۱- در قدم اول روش‌های سرمایه‌گذاری را بشناسید

شما می توانید با سرمایه گذاری در بورس، سرمایه گذاری در مسکن، سرمایه گذاری در طلا و سکه، سرمایه گذاری در خودرو و … که هر یک دارای شرایط خاص خود هستند و نیازهای اولیه‌ مخصوص به خود را می‌طلبند. ابتدا باید با این بازارها آشنا شوید و نسبت به انتخاب یکی از آن‌ها اقدام نمایید.

۲- آموزش ببینید

لازمه‌ هر موفقیتی استفاده از آموزش‌ها و تجارب افراد کارکشته در مسیر است. انتخاب یک آموزشگاه با کیفیت نیز یک چالش بزرگ برای آشنایی با تکنیک‌های سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف می‌تواند باشد. سعی کنید سراغ کسانی بروید که صرفاً یک آموزش‌دهنده‌ مطلق نبوده و خود نیز به صورت عملی در بازارهای مختلف مشغول سرمایه‌گذاری هستند.

کلاس آموزش بورس نخبگان خانه سرمایه بهترین انتخاب در راه افزایش دانش و تبدیل شدن شما به یک تحلیلگر حرفه ای به صورت کاملا عملی است.

۳- با سرمایه کم و متناسب شروع کنید

واردکردن سرمایه‌ زیاد در همان شروع کار ریسک بالایی را به شما تحمیل خواهد کرد. برخی از افراد که به دنبال رؤیاپردازی خود دوست دارند یک‌شبه راه صدساله را بپیمایند، با این ایدئولوژی وارد بازار سرمایه می‌شوند.

۴- از یک مربی در کنار خود استفاده کنیم

هرچند آموزش‌های لازم برای ورود به بازار سرمایه می‌تواند شما را به اسلحه‌های کاملا دفاعی و تهاجمی مسلح سازد، اما همیشه یک مربی عاملی قدرتمند برای راحت‌تر کردن مسیر ثروت‌اندوزی در روش‌های مختلف سرمایه‌گذاری است.

۵- صبور باشید

بازارهای سرمایه و روش‌های سرمایه‌گذاری با افراد عجول اصلاً میانه‌ خوبی ندارند. اگر واقعیت بازارهای سرمایه را بدانید، در این بازارها همیشه افرادی در حال ضرر کردن و برخی هم در حال سود کردن هستند. عجول‌ها همیشه در دسته‌ اول قرار خواهند داشت.

۶- استراتژی و برنامه‌ خود را داشته باشید

اینکه چقدر باید پول وارد کنید، کی بخرید و کی بفروشید نکاتی است که شما باید همراه با یک استراتژی مدون در ذهن خود داشته باشید و همیشه به آن پایبند بمانید.

چه چیزهایی بر موفقیت ما در پولدار شدن مؤثر است؟

۱- رؤیاها

۲- تلاش کردن

۳- یادگیری دائم

۴- دوستی با چالش ها

۵- برنامه ریزی و مصرف بهینه از زمان

۶- شناسایی فرصت ها و نیازها

۷- زندگی به سبک پولدارها

۸- یادگیری تفکر سیستمی

۹- افزایش مهارت ارتباطی، قدرت مذاکره و کاریزما

۱۰- پس انداز کردن

۱۱- یادگیری تخصص های کمیاب

۱۲- شبکه سازی

۱۳- اهمیت دادن به سلامت خود

۱۴- عادت به شکست

۱۵- پذیرش تقصیرات خود

۱۶- شناخت خطاها

۱۷- یادگیری “نه” گفتن

۱۸- تا آخر عمر کارمند نمانید، به فکر راه اندازی شغل شخصی خود باشید

جمع بندی

پولدار شدن و پولدار ماندن قبل از اینکه تکنیک و روش باشند، تفکر هستند. کسانی که با تفکر ثروت و اندیشه‌های بزرگ رشد کرده‌اند، بدترین شرایط مالی را نیز پست سر گذاشته‌ و به موفقیت رسیده‌اند. به دست آوردن اطلاعات و تغییر تفکرهای پوسیده و قدیمی شروعی عالی برای کسانی است که به دنبال ثروت‌اندوزی می‌باشند.

“تغییر”، تبدیل به اصل اساسی زندگی بشر شده و کسانی که با این پدیده مقابله نمایند، به‌زودی شکست خواهند خورد.

منابع:

https://khanesarmaye.com/2ways/#gref

توسط:

تفکر انتقادی و مهارت های پرورش آن

 تفکر انتقادی دقیقا چیست؟ 

تفکر انتقادی از لحاظ تکنیکی، فرایند ذهنی ِ خوب سازماندهی شده‌ای است که اطلاعات جمع آوری شده از مشاهدات، بازتاب‌ها، تجربیات، ارتباطات و یا منطق را فعالانه و اندیشمندانه بررسی کرده و به کار می‌بندد تا راهنمایی برای باورها و رفتارها باشد.

البته به غیر از تعریفی که گفته شد، راه دیگری نیز برای درک ساده‌تر تفکر انتقادی وجود دارد؛ تفکر انتقادی فرایند آگاهانه از پردازش اطلاعات به شیوه‌ای موثر است تا شما بتوانید چیزها را بهتر بفهمید و تصمیم‌های بهتری بگیرید و اعتماد بنفس بیشتری پیدا کنید. مهارت تفکر انتقادی نیازمند این است که شما از ابزارهای عقلانی گوناگون برای تنوع بخشیدن به اطلاعات استفاده کنید. 

متفکران انتقادی به صورت دقیق در مورد ایده ها و فرضیات سوال مطرح می‌کنند و مطالب را به عنوان ارزش نمی‌پذیرند.

آنها همواره تلاش می‌کنند تا دریابند که نظرات، مباحث و نتایج به دست آمده مبین تصویر کلی است یا نه؟

متفکران انتقادی شناسایی و تجزیه وتحلیل کرده و مشکلات را به صورت سیستمی حل می‌کنند و بر اساس شهود یا غریزه تصمیم نمی‌گیرند.

شخص دارای مهارت های تفکر انتقادی می‌تواند:

  • ارتباط بین نظرها را درک کند.
  • اهمیت و مرتبط بودن بودن ایده ها و بحث ها را مشخص کند.
  • مباحث را تشخیص دهد، آنها را ایجاد کرده و اطلاع رسانی کند.
  • خطاها و عدم ثبات منطقی را تشخیص دهد.
  • رویکرد خود در مواجهه با مشکلات را از روش سیستماتیک و با ثبات انتخاب نماید.
  • از فرضیات، عقاید و ارزش های خودش دفاع کند.

تفکر انتقادی، اندیشیدن با روشی خاص است تا بر اساس آن بهترین راهکار محتمل برای شرایطی که متفکر در آن قرار دارد، اتخاذ شود.

در زبان روزمره، این روش فکری به این معنا است که اگر چیزی ذهن شما را مشغول کرد، بتوانید بهترین تصمیم ممکن را اتخاذ کنید.

تفکر انتقادی ابعاد مختلفی دارد که عبارتند از:

1- تجزیه و تحلیل اطلاعات و موضوعات

همانطور که گفتیم تفکر انتقادی مهارت بررسی و ارزیابی داده‌ها و اطلاعاتی است که قصد دارید آن‌ها را برای جلب نظر دیگران ارائه دهید. این اطلاعات می‌توانند وجود یک مشکل، مجموعه‌ای از داده‌ها و یا نوشته یک متن باشند. افرادی که این مهارت را در خود پرورش داده‌اند، می‌توانند تمام اطلاعاتی که وارد مغزشان می‌شود را تجزیه و تحلیل کرده و کاربرد و معنای آن را درک کنند.

2- خلاقیت و دید روشنفکرانه

تفکر سنجشگرانه معمولا با خلاقیت همراه است. پیدا کردن چهارچوب‌های رفتاری مختلف برای یک موضوع خاص یا ارائه راه حل‌های جدید برای بررسی مسائل، نوعی تفکر سنجشگرانه است. برای اینکه بتوانید ادعا کنید که شما دارای تفکر انتقادی هستید، باید نگاه روشنفکرانه‌ای در رفتار و اعمال خود داشته باشید؛ چرا که بخش جدا نشدنی از تفکر انتقادی کنار گذاشتن هر نوع پیش فرض و یا قضاوت در مورد اطلاعات است. پس برای داشتن این مهارت باید هر گونه تعصب و جانبداری در تجزیه و تحلیل داده‌ها و ارائه ایده‌ها را کنار بگذارید. برای کسب اطلاع بیشتر از تفکر خلاق کلیک کنید.

3-تفکر انتقادی مهارت حل مسئله

توانایی حل مسئله یکی دیگر از اساسی ترین ابعاد تفکر انتقادی است که مجموعه‌ای از تحلیل مسئله، ارائه راه حل، پیاده سازی آن و در نهایت ارزیابی طرح نهایی را در برمی‌گیرد. برای پیشش بردن فرآیند تفکر انتقادی به صورت موثر، لازم است تا در مرحلۀ آخر راه حل خود را ارائه دهید و خودتان تولید کننده یک ایده یا راه جدید برای حل مشکل باشید. در این صورت است که تفکر انتقادی کامل می‌شود. برای کسب اطلاع بیشتر از حل مسئله کلیک کنید

4-ارتباط برقرار کردن

یکی از جنبه‌های تفکر انتقادی ارتباطات است. شاید بخواهید در موارد بسیاری اطلاعات و داده‌های خود را با دیگران (مثلا با کارفرمایان و یا همکاران، دوستان، هم کلاسی‌ها و خانواده) به اشتراک بگذارید؛ باید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید تا مفاهیم را انتقال دهید. در نهایت برای کارکرد بهتر تفکر انتقادی و به دنبال آن برای حل مشکلات نیاز به برقراری ارتباط سازنده به دیگران دارید.

در اصل، تفکر انتقادی مستلزم این است که از توانایی استدلال‌تان استفاده کنید. به این معنی که یک آموزنده‌ی فعال باشید، نه کسی که فقط منفعلانه اطلاعات دریافت می‌کند.

مهارت‌های تفکر انتقادی را چگونه پرورش دهیم؟

پرورش تفکر انتقادی

اگر این سوال را سرچ کنید، نتایج زیادی به دست خواهید آورد. همه‌ی این توصیه‌ها راههای جورواجوری برای تمرین دادن تفکر روزانه به شما ارائه می‌کنند، اما انتخاب راه مناسب و ساده‌تر در میان این همه توصیه و راهکار کار ساده‌ای نیست. برای همین در این مطلب سعی می‌کنیم راههای ساده و موثری برای رشد مهارت تفکر انتقادی به شما توصیه کنیم.

1. سوال‌های اساسی بپرسید

2. فرضیه‌های اصلی را زیر سوال ببرید

3. غرض و تعصب را کنار بگذارید

4. گاهی جای علت و معلول‌ها را عوض کنید

5. گرایش خودتان را مشخص کنید

6. کتاب‌های ارزشمند بخوانید

7. خودتان را جای دیگران بگذارید

8. با آدمهای باهوش‌تر از خودتان معاشرت کنید

9. این امکان وجود ندارد که همیشه بتوانید منتقدانه فکر کنید

به طور خلاصه کسی که توانایی تفکر انتقادی داشته باشد می‌تواند:

  • ناگفته‌ها را از میان گفته‌ها کشف کند یا به قول معروف بین خطوط و سفیدی‌های کاغذ را بخواند.
  • اهمیت و مرتبط بودن بحث‌ها و نظرات را تعیین کند.
  • استدلال‌ها را تشخیص دهد، بنا کند و ارزیابی کند.
  • تناقضات و اشتباهات در استدلال‌ها را تشخیص دهد.
  • مشکلات را به یک روش منظم و سیستماتیک مورد بررسی قرار دهد.
  • در مورد درست بودن فرضیات، باورها و ارزش‌های خودش تأمل کند.
  • تفکر انتقادی به این معنی است که در مورد چیزهای مختلف به شیوه‌های خاصی فکر کنید تا بتوانید در هر شرایطی به بهترین پاسخ ممکن برسید. به بیان امروزی‌تر، این تفکر نوعی فکر کردن در مورد هر چیزی است که در ذهن دارید به طوری که بتوانید به بهترین نتیجه ممکن برسید.

منابع:

https://honarehzendegi.com/fa/Critical-Thinking

https://www.asriran.com/fa/news/604085/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF

http://khodshokofa.com/fa/articles/%DB%8C%D8%A7.aspx

https://www.bartarinha.ir/fa/news/688987/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF

    Etiam magna arcu, ullamcorper ut pulvinar et, ornare sit amet ligula. Aliquam vitae bibendum lorem. Cras id dui lectus. Pellentesque nec felis tristique urna lacinia sollicitudin ac ac ex. Maecenas mattis faucibus condimentum. Curabitur imperdiet felis at est posuere bibendum. Sed quis nulla tellus.

    ADDRESS

    63739 street lorem ipsum City, Country

    PHONE

    +12 (0) 345 678 9

    EMAIL

    info@company.com